كارستن نيبور ( مترجم : پرويز رجبى )
147
سفرنامه كارستن نيبور ( فارسى )
عرب و ايرانى دربارهء اين آثار چه مىگويند . او فقط يك كتاب مىشناخت كه در آن به اين خرابهها اشاره شده است . اين كتاب « تاريخ مروج الذهب « 1 » المسعودى الشافعى » بود . نويسندهء اين كتاب ضمن مطالب ديگر مىنويسد ، سليمان نماز صبحش را در اورشليم ، نماز ظهرش را در بعلبك و نماز مغربش را در بحر الميت و نماز شبش را در چهلمنار بهجا مىآورد . اين اخبار ممكن است براى مسلمانها مهم باشند ، ولى اروپاييها كارى به آن ندارند . من با شيخ در همه جاى چهلمنار به گردش پرداختم و بهطورىكه او متوجه نشود ، او را به جايى بردم كه سنگنبشته - هاى كوفى در آنجا قرار داشتند . اميدوار بودم كه او قادر به خواندن اين سنگنبشتهها باشد و بتواند آنها را با الفباى امروز عربها برايم رونويسى بكند . اما شيخ پرداختن به اين موضوع را كار بيهودهاى خواند . بعدها او با پسر چهارده - سالهاش يكبار ديگر به ديدن من آمد . ما دوباره دوستان خوبى شديم ، اما او به هيچ ترتيب ميل نداشت ، كه حرفى از سنگنبشتهها به ميان بيايد . در اين مدت ايرانيان متشخصى هم به ديدن من آمدند . آنها در راه شيراز به اصفهان مىشنيدند ، كه يك نفر اروپايى به ديدن خرابههاى تختجمشيد آمده است و از اينروى ، براى ديدن اين مخلوق عجيب ، كمى راه خودشان را دور مىكردند . روز سوم آوريل 1965 منزلم را از مرودشت به چول منتقل كردم . اين دهكده در نزديكى نقش رستم قرار داشت و من با اقامت در اين محل مىتوانستم در نزديكى آثار باستانى رستم باشم و اين آثار مىتوانستند چند روز ديگر برايم كار بتراشند . چند ساعت پس از ورودم به چول آقاى هركولس پيغام داد ، كه
--> ( 1 ) . از ابو الحسين على مسعودى ( تاريخ درگذشت 346 هجرى در مصر ) مورخ ، سياح و جغرافىدان معروف . بيشتر آثار اين مؤلف در تاريخ و جغرافيا است . از قبيل : التنبيه الاشراف ، الاستبصار ، اخبار الامم من العرب و العجم و المسالك و الممالك .